تبليغاتX
گروه تاتر پل

poltt

محمد جهان پا

poltt

http://poltt.blogfa.com

گروه تاتر پل

گروه تاتر پل

گروه تاتر پل

سلام به همه دوست داران هنرهای نمایشی در تمام نقاط ایران

وبلاگ که مشاهد میکنید مربوط به گروه تاتر پل می باشد دفتر مرکزی مشهد اطلاع رسانی در مورد گروه هنری پل

گروه تاتر پل

گروه تاتر پل
اطلاع رسانی در مورد گروه هنری پل
بودن یا نبودن مسئله این است
تا دو سه روز آینده وضعیت شرکت کنندگان تئاتر استان در خراسان رضوی مشخص خواهد شد و اسامی گروه های راه یافته به جشنواره تئاتر استان در معرض دید

اما گروه  تئاتر پل در جشنواره امسال با کمال افتخار هیچ نمایشی برای اجرا نخواهد داشت

بنا به اطلاع بنده آقای رضا احمدی درصدد شروع نمایش // یک روایت عاشقانه از مرگ ...// به نویسندگی آقای محمد چرمشیر بودند که متاسفانه جناب نویسنده با نوشتن یک نامه شخصی به دبیر جشنواره تئاتر فجر خواستار بیرون کشیدن تمامی متون نمایش خود در جشنواره تئاتر فجر 1388 بوده اند که با کمال افتخار از سوی دبیر جشنواره موافقت شده و احمدی در شرایط فعلی منصرف از آغاز نمایش

بزودی اطلاعات دقیقتری از روند  اجرای نمایش های استان  تشریح خواهم کرد
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 23:48 توسط محمد جهان پا |
يادداشتي بر چرايي تياتر از آلبر كامو
 

چرا به تئاتر می‌پردازم؟ بارها از خود پرسيده ام. و تنها پاسخي كه تاكنون به اين پرسش داده ام ‌ از بس پيش پاافتاده است شما را دچار شگفتي خواهد كرد: براي اين به تئاتر می‌پردازم كه در دنيا صحنة تئاتر يكي از جاهايي است كه من در آن احساس خوشبختي می‌كنم. اما انصاف بدهيد كه اين فكر، آن‌طور كه به نظر می‌آيد، پيش پا افتاده نيست. تحصيل خوشبختي امروز يكي از تلاش‌هاي اساسي و اصيل است.

این روزهای تئاتر مشهد ،  دوستان درگیر تمرین برای رسیدن به جشنواره ی هستند که بعد از عبور از دو جشنواره انتهایش ( جشنواره تئاتر فجر ) فقط حضور در بخش مرور خواهد بود و شاید انتهای سرد و غیر جذاب برای هنرمند شهرستانی که دوست دارد دیده شود

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 13:23 توسط محمد جهان پا |
بازیگران "ما همه اهل یک محله ایم "
+ نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 22:6 توسط محمد جهان پا |
اندر احوالات جشنواره هفتم
جشنواره تئاتر رضوی با همه ی وسعت خود در دور هفتمینش هم به نقطه ی پایان رسید و منتخبین خود را شناخت در این میان ما هم با نمایش// ما همه اهل یک محله ایم// به کارگردانی استاد رضا صابری  در بخش ویژه( میهمان ) حضور داشتیم که خوشبختانه دو اجرای موفق و عالی داشتیم

و نمایش صدای من کجاست به کارگردانی جواد رحیم زاده در بخش کودک و نوجوان هرمزگان که خوش درخشید با جوایز کارگردانی و بازیگری

اما در طول جشنواره در دو روز پایانی تنها نمایشی که بسیار برایم جذاب بود "‌راز ماهی طلایی آکواریوم آقای ژان‌" بود که بسیار پسندیدم اما بیشترین تعجب من از این بود که چرا این نمایش باید در بخش تجربه های نو باشد ؟

چون کاملا یک نمایش متعارف و دارای ساختار ارسطوئی منظمی بود به هر حال نمایشی بود در چند اپیزود که نقطه ی اتصال همه ی آنها کرنای است  که در نقار خوانی امام رضا (ع ) استفاده میشود

در این میان عوامل اجرایی نمایش بسیار منظم و الخصوص هسته ی اصلی بازیگران همگی جوان و جویای نام

+ نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 21:58 توسط محمد جهان پا |
نامه رضا احمدی به دکتر کشن فلاح
بسمه تعالی

تاريخ: 25/7/88

جناب آقای دکتر کشن فلاح
ریاست محترم مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری کشور

با سلام
     مدت مدیدی است که بحث جشنواره ها ، نقل مجلس اکثر محافل ، روزنامه ها و مسئولین هنری کشور است و در رد یا قبول آن هر روز حرفهای زیادی می زنند . از اینکه جشنواره هنر برای هنر است و مسبب دوری مردم از هنر ، یا اینکه فرصت است یا تهدید ، محرک است یا بازدارنده ، رقابت است یا تخریب و … هر دم سخنی تازه به میان می آید و به قوام نرسیده ، تمام می شود.
اما اینها همه ، تنها و تنها در پایتخت مفهوم و مصداق دارد. شما آنجا می توانید روزها و ماه ها و حتی سالها بنشینید و در این باره بحث کنید و به نتیجه برسید یا نرسید .
اینجا ، در شهرستان ، داستان چیز دیگری است …
اینجا ، قوه ی محرکه ی گروه های تئاتری جشنواره است . اینجا ، هدف و غایت آمال ، لوح و تندیس است و تنها منبع درآمد ، سکه و جایزه !
اینجا ، بقاءِ هنرمند تئاتر در شرکت در جشنواره ها خلاصه می شود نه اجرای عمومی و یا هر چیز دیگری.
اینجا جشنواره نباشد ، تئاتر نیست !
و ما اینجا تئاتر کار می کنیم . در شهری بدون سالن تئاتر ، فاقد هر گونه امکانات جهت اجرا و یا حتی تمرین تئاتر، بدون درآمد ،  دستمزد و اعتباری !
و ما به مدد چیزی شبیه معجزه ادامه می دهیم . ادامه می دهیم به امید جشنواره ای ، که امسال قرعه به نام جشنواره ای سراسری و معتبر افتاد.
جشنواره ای به نام « ماه ».
داستان تازه ای نیست … متن نمایش فرستاده می شود ، در بازخوانی قبول می شود ، گروهی متشکل از 15 بازیگر به اضافه‌ی طراح و کارگردان و … قریب به دو ماه هر روز در اتاقی کوچک عرق میریزند و تمرین می کنند . موسم بازبینی فرا می رسد و نمایش با اما و اگرهای زیادی پذیرفته می شود… اما با وجود همه ی مواردی که در اهمیت جشنواره برای  گروه شهرستانی ذکر شد ، گروه تصمیم به انصراف از جشنواره میگیرد!
انصرافی که برای گروه نمایش « وین راه بی نهایت » و حوزه هنری استان بسیار گران تمام خواهد شد به طور حتم دلایل گفتنی و ناگفتنی  متقنی دارد که ذکر برخی گفتنی های آن ، جهت اطلاع حضرت عالی ، انگیزه ی نوشتن این نامه شد .

الف -  بازخوانی
       نمایشنامه « وین راه بی نهایت » نوشته ی استاد عزیزمان نصرا… قادری ، در مرحله ی بازخوانی جشنواره ی ماه «قبول» شد و این « قبول» یعنی اینکه متن مردود نیست و حتی مشروط هم نیست و باز این یعنی اینکه کلیت نمایشنامه مادامی که به صورت نوشتار است کاملا ً مقبول هیأت محترم بازخوانی قرار گرفته است و بحثی در آن نیست که اگر غیر این می شد جای تأمل بود چرا که این نمایشنامه به همت خود حوزه هنری به زیور طبع آراسته گشته است.
بنابراین ، متن بدون اصلاحیه یا قید و شرطی پذیرفته می شود و ما با خاطر جمع شروع به تمرین می کنیم .
اما ، در بازبینی ، هیأت محترم ، شروع به ایراد گرفتن از متن می کنند که از هم گسیخته است و مبتلا به اطناب ممل و چه و چه ، و حتی معترض می شوند که چه کسی این متن را پذیرفته است !!؟
حرفی نیست … اما چرا همین موارد در مرحله ی بازخوانی به گروه ابلاغ نمی شود تا در طول تمرینات تمهیدی برای آن اندیشه شود ؟
تصور می کنم این حداقلِ هدف و منظور از وجود چنین مرحله ای در جشنواره هاست …

ب -  بازبینی 
       در طول ده سال کار حرفه ای و شرکت در جشنواره های متعدد و معتبر داخلی و بعضا ً خارجی ، ندیده و نشنیده ام که هیأت بازبینی ، متشکل از دو نفر بوده باشد !
حضور دو نفر درهیأت بازبینی بدان معناست که قرار نیست رأیی داده شود ، بلکه قرار است هیأت محترم  در رد یا قبول یک اثر با هم کنار بیایند و یکی نظر دیگری را بپذیرد .
 اما موضوع بسیار پیچیده تر می شود وقتی خبر میرسد که در بعضی استان ها ، اصلا ً هیأتی وجود نداشته بلکه تنها یک نفر زحمت بازبینی آثار را به عهده گرفته است !!
و نکته ی جالب تر اینکه تمام آثار استانهای کشور نیز توسط همین دو یا یک نفر بازبینی شده است !
جناب آقای دکتر؛ آیا انتخاب آثار در سطح یک کشور تنها با سلیقه یک و یا دو نفر ، کار منطقی و پسندیده ای است؟
آیا با گماشتن یک و یا دو نفر در انتخاب آثار ، عدالت را برقرار کرده اید؟
اگر موضوع صرفه جویی است ، پس داوری نهایی را نیز به عهده ی همین دو نفر گذاشته و خیال همه را راحت کنید !!

ج – اعلام نتایج
       به اطلاع حضرت عالی میرسانم ، نمایش « وین راه بی نهایت » در تاریخ 19/6/88 – مصادف با شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان ( ! )- توسط هیأت دو نفره ، بازبینی شد . در آن روزها ، اخبار غیر موثقی ، خبر از اعلام نتایج تا حداکثر آخر شهریور می داد .
ناگفته می دانید که تأمین اعتبار توسط حوزه هنری استان جهت تهیه ی عناصر شاکله ی تئاتر اعم از دکور ، لباس ، موسیقی و … منوط به پذیرفته شدن در جشنواره است . پس اگر اخبار صحیح می بود و اگر پذیرفته می شدیم ، نزدیک به بیست و سه روز برای تمرین ، ساخت دکور و آکسوسوار ، دوخت لباس و … فرصت می داشتیم . بنابراین ، موقتا ً تا اعلام نتایج تمرینات تعطیل شد .
بعد از گذشت یک هفته ، اخبار موثقی در سایت مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری حکایت از ادامه ی بازبینی ها تا ششم مهرماه  داشت . چاره ایی جز صبر کردن نداشتیم …
ششم مهر هم خبری نشد و روز نهم مهرماه خبر جدیدی از حوزه رسید : اعلام نتایج به چهاردهم مهر موکول شده است !
تعطیلات طولانی می شد و ما در شش و بش … ! اگراز روز اول می دانستیم که باید این همه مدت منتظر باشیم ، به جای تعطیلی ، حتما تصمیم دیگری اتخاذ می کردیم  . اما هنوز امید وجود داشت … در صورت حضور در جشنواره ، نه روز برای آماده سازی وقت باقی بود .( زمان زیادی است … !!)
چهاردهم  مهر، قرار شد پانزدهم  از طریق سایت آثار پذیرفته شده به اطلاع برسد که نرسید و ما تلفنی مراتب را پرس و جو کردیم که فرمودند متأسفانه پذیرفته نشده اید !
اعتراض کردیم ، قرار شد بررسی مجدد شود و این تجدید نظر ، چند روز دیگرهم به طول انجامید و بالاخره صبح روز هجدهم مهر ، متوجه شدیم مقبول جشنواره افتاده ایم ، آنهم نه از طریق سایت یا اعلام رسمی و … ، بلکه طی تماسی تلفنی که اسامی گروه را درخواست میکرد !!
و ما بعد از گذشت سی روز از بازبینی و تعطیلی که مسبب آن عدم اطلاع رسانی مناسب جشنواره بود ، شش و یا هفت روز فرصت داشتیم تا با حوزه هنری قرارداد ببندیم ، کار را با وقفه ای یک ماهه در نا کجا آبادی تمرین کنیم و به حد اجرا در جشنواره برسانیم ، دکور بسازیم ، لباس بدوزیم ، آکسوسوار تهیه کنیم و …
جناب آقای دکتر ؛
آیا تا کنون این گونه تئاتر به صحنه برده اید !!؟

د – برگزاری جشنواره و …
        نمایشنامه ی « وین راه بی نهایت » را حوزه هنری منتشر کرده ، در تالار اندیشه به صحنه رفته ، سه نسخه متن برای هیأت بازخوانی ارسال شده و سه نفر از اساتید کرام آنرا مطالعه نموده اند . پس دیگر بسیار بعید به نظر می رسد اگر کسی در آن حوزه از تعداد زیاد کارکتر و حجم بالای کار بی اطلاع باشد !
زمانی که کار پذیرفته می شود ، استنباط ما این است که از جمیع موارد مقبول افتاده است ، نه اینکه بعد از دو ماه تمرین طاقت فرسا ی گروهی بیست نفره ، طراحی میزانسن ها و نهایتا ً شکل گرفتن کار ، از کارگردان خواسته شود جمعیت گروه را به ده نفر تقلیل دهد … آنهم ظرف مدت یک هفته !!
کم کردن بازیگران نا شدنی و غیر منطقی است لذا باید از مابقی  بخواهیم در تهران جایی برای خود دست و پا کنند و اطراف هتل و رستوران آفتابی نشوند !
اما این آخرین بری نیست که از باغ پر برگ و بر جشنواره ماه میرسد .
مطلع می شویم که گروه قلع و قمع شده ی « وین راه بی نهایت » روز دوشنبه ، 27 / 7 / 88 ، ساعت چهارده پذیرش می شود و روز سه شنبه ، 28/7/88 ، ساعت پانزده ، گرد راه از رخ نگرفته اجرا خواهد داشت و لابد می بایست عرق اجرا خشک نشده ، راه برگشت در پیش گیرد که با احتساب مسیر چهارده، پانزده ساعته ی مشهد – تهران ، بیشتر از ساعات حضور در جشنواره ، در قطار یا اتوبوس خواهد بود !!
نکته ی قابل تأمل دیگر اینکه سالن پیش بینی شده جهت اجرا ، به هیچ وجه با تعداد بازیگران و حجم دکور نمایش سنخیت ندارد و سؤال من از هیأت محترم بازبینی این است که فرم مشخصات نمایش- حاوی تعداد بازیگران و در پیوست ،طرح سه بعدی دکور نمایش ( از چند زاویه مختلف ) – تنها برای حساب و کتاب هزینه هتل و ژتون غذا کاربرد دارد !؟

بس کنم که این همه ، گوشه ای از جشنواره ی « ماه » است … البتن ،  ماه  در محاق !!
 و من تنها بسان آیینه ای …
آیینه چون نقش تو بنمود راست               خود شکن ، آیینه شکستن خطاست !

 

 

 

 

جناب آقای دکتر کشن فلاح ؛

       هنرمندان شهرستانی،به همان نسبت که از پایتخت دورند ، سزاوار توجه ، احترام ، یاری و همراهی بیشتری هستند اما متأسفانه در جشنواره هایی که در تهران برگزار می شود،درست عکس این قضیه رفتار می شود...!
باری ؛ حضور در دو دوره ی اخیر جشنواره ی ماه و آشنایی با شکل برگزاری و مهمان نوازی حوزه هنری ، به خصوص در دوره ی گذشته – سال 1387 - ، به علاوه ی موارد ذکر شده ی فوق – که به زعم اینجانب به هیچ وجه شایسته ی نهادی نیست که زیر نظر مقام معظم رهبری ( مد ظله العالی ) فعالیت میکند – دلایل انصراف ما از جشنواره شماست . بگذارید یک بار برای همیشه این نا مهربانی ها را برنتابیم ؛ باشد که فرجی شود ...!!
اما جناب آقای دکتر؛
       در پایان یادآور میشوم ، اینجانب به همراه گروه و مساعدت حوزه هنری خراسان رضوی ، تمام مساعی خویش را به کار خواهیم بست تا نمایش « وین راه بی نهایت » در مشهد به اجرای عموم برسد وآن وقت حتما ً از شما وهیأت همراه دعوت به عمل خواهیم آورد که با عزت و احترام ، چند روزی مهمان گروه ما و حوزه هنری باشید تا از نزدیک به صدق گفتار حقیر و حق پایمال شده ی گروه ، پی ببرید .
آن زمان ، زیاد دور نیست …
              


                                                                                            با احترام- رضا احمدی 
                                                             کارگردان نمایش « وین راه بی نهایت »

 


  رونوشت
جناب آقاي سيدجواد رفائي- سرپرست محترم حوزه هنري خراسان رضوي جهت استحضار
جناب آقای دکتر بنیانیان- ریاست محترم حوزه هنری جهت استحضار .
جناب آقای مصلحی- مدیر کل محترم امور استان ها جهت استحضار .

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 12:56 توسط محمد جهان پا |
ما همه اهل یک محله ایم
گزارشی از پشت صحنه نمایش راه یافته به جشنواره های بین المللی رضوی و فجر
 
 
ساعت حدود ۲۰ است که افراد گروه یکی یکی از راه می رسند.

کارگردان درباره قسمت هایی از دیالوگ ها با دستیارش در حال گفت و گوست. تعدادی صندلی چوبی و استکان هم به چشم می خورد که فعلا دکور صحنه است.

او از اعضای گروهش می خواهد سریع تر آماده شوند تا تمرین آغاز شود و...

آن چه در پی می آید گزارش خبرنگار ما از پشت صحنه تمرین نمایش «ما همه اهل یک محله ایم» به نویسندگی و کارگردانی رضا صابری از هنرمندان پیش کسوت و سرشناس تئاتر استان است. این نمایش ۱۰۰ دقیقه ای به سفارش مرکز هنرهای نمایشی کشور برای هفتمین جشنواره بین المللی تئاتر رضوی تولید شده است که در بیست و هشتمین جشنواره تئاتر فجر هم شرکت می کند.

تمرین آغاز می شود
عبدا...: (زائر عرب در حالی که تنها و رو به حرم در حال نجوا با امام رضا(ع) است)... شهادت می دهم که روزگار خیره و دو رنگ شده. زیتون زارای قدیمی، نخلستان هایی از طلا شده و خدایان جدید به جای بت های قدیمی که به شمار ریگ های ربزه اند، نشسته اند و...

محمدرضا: (خطاب به عبدا... با حالت گرم و گیرا)

السلام علیک یا اخی

عبدا...: علیک السلام

عبدالرضا:? what is your name

عبدا...: عبدا...

علی رضا: (گرم و گیرا) یا ایها الاخی، الیک توک پا

غلام رضا: (با حالت تشر به علی رضا) بکش عقب بزغاله...

«ما همه اهل یک محله ایم» را رضا صابری نویسندگی، طراحی و کارگردانی کرده است.

دستیار کارگردان رضا احمدی و مشاور عباس جانفداست. حسین مسگرانی، کریم جشنی، احمدریحانه و امیر وحیدی نیز به ترتیب تهیه كننده و مدیر تولید، مجری طرح، سرپرست گروه و مدیر صحنه نمایش هستند. بازیگران این نمایش که در گروه «مردم» گردهم آمده اند، از این قرار است: محمد الهی، احمد ریحانه، امیر محاسبتی، حسین مشمول مقدم، محمد جهان پا، سعید صمدی کریم جشنی،  و ندا اسدی هم به عنوان تنها بازیگر زن در «ما همه اهل یک محله ایم» ایفای نقش می کند.در این نمایش که از لحاظ نحوه پرداخت موسیقی جالب و جذاب به نظر می رسد، مهدی حسنی آهنگ سازی و نوازندگی آکاردئون را به عهده دارد. همکاران او در این قسمت میثم موسوی (تنبک)، توحید قربانی (تار) و محسن باهوش (دو تار) هستند.برخی صحنه ها به دستور کارگردان چندین بار تکرار می شود. کارگردان یا دستیارش روی صحنه های مختلف نظر می دهند. گاهی نیز بازیگران دیالوگ ها را فراموش یا جابه جا بیان می کنند

۷۵ روز تمرین
با دستیار کارگردان هم کلام می شود. رضا احمدی می گوید: تمرین این نمایش از نیمه مرداد آغاز شد كه در تماشاخانه اشراق حوزه هنری تمرین می کردیم. البته گروه هم کامل نبود که پس از آن احمد ریحانه و محمد الهی به گروه اضافه شدند. ماه رمضان هر شب از ساعت ۲۰ تا ۲۳ تمرین ادامه پیدا کرد تا الان که حدود ۷۰ روز شده و کار به پایان رسیده است. در حال طراحی دکور در سالن هاشمی نژاد هستیم که یک هفته زمان باقی مانده را با لباس و دکور تمرین کنیم.

اولین اجرا اول آبان در جشنواره رضوی
احمدی ادامه می دهد: گروه اول آبان با این نمایش در بخش بین الملل هفتمین جشنواره تئاتر رضوی در سالن «ایران شهر» به روی صحنه می رود که پس از این جشنواره، در بیست و هشتمین جشنواره تئاتر فجر هم شرکت می کند. وی درباره اجرای عمومی در مشهد می گوید: پس از پایان جشنواره، برای اجرای عمومی تصمیم می گیریم.احمدی با بیان این که جشنواره رضوی سفارش تولید این کار را به صابری داده است، می افزاید: حسین پارسایی رئیس مرکز هنرهای نمایشی کشور ۱۰ روز قبل از این نمایش بازدید و از گروه برای شرکت در جشنواره امسال تئاتر فجر دعوت کرد و وعده اجرای عمومی در تهران را نیز به ما داد.احمدی همچنین از چاپ و انتشار نمایش نامه «ما همه اهل یک محله ایم» در جشنواره رضوی خبر داد.

مشهد، ۱۳۸۸
دستیار کارگردان با اشاره به موضوعی که این نمایش به آن می پردازد، می گوید: نمایش حال و هوایی از سال ۱۳۸۸ مشهد را در فضایی طنز روایت می کند. نمایش از چند لایه تشکیل شده است که آن چه تماشاگر می بیند جریان زائر عربی است که برای زیارت به مشهد آمده است و چند زوارکش به دنبال سوء استفاده از اویند. این زائر عرب در شهر توس آشنایی به نام «قاسم عرب» دارد که عبدا... به دنبال او می گردد و...در لایه زیرین این نمایش جریان سفر امام رضا(ع) به خراسان را به نوعی شاهدیم.در واقع نمایش نامه به تکرار تاریخ در مقاطع مختلف اشاره می کند که آدم های جامعه می توانند پیرو امام رضا(ع) یا مامون باشند.گروه در حال تمرین قسمت هایی دیگر از نمایش است. «ندا اسدی» در نقش «ثریا» به سبب حساسیت هایی که کارگردان به خرج می دهد، مجبور می شود، دیالوگ هایش را چند بار تکرار کند. از «رضا صابری» می خواهم پاسخ گوی چند پرسشم باشد.او درباره «ما همه اهل یک محله ایم» می گوید:این نمایش نامه در کنار موضوعاتی که به آن می پردازد اشاره هایی هم به تخریب بناهای قدیمی اطراف حرم و جایگزین شدن برج های تجاری و اقامتی می کند.

اهالی محله امام رضا(ع)
وی درباره عنوانی که برای نمایش انتخاب کرده است، چنین می گوید:ما به عنوان مشهدی خودمان را به نوعی اهالی محله امام رضا(ع) می دانیم که بزرگ تر این محله ایشان هستند. در قسمتی از نمایش هم به این موضوع اشاره می شود که بزرگ محله ممکن است به کسی اخم کند اما او را از محله نمی راند.صابری ادامه می دهد: سعی کرده ایم نمایش را با نگاهی نو به موضوع جشنواره رضوی پیش ببریم. چرا که طی سال های اخیر موضوع اغلب نمایش ها در این جشنواره به سوژه هایی تکراری دچار شده است.این پیشکسوت تئاتر استان که سال گذشته در جشنواره تئاتر فجر، از او به عنوان چهره تاثیرگذار در تئاتر شهرستان تجلیل شد، با اشاره به ۴ گروه نمایش که از مشهد در جشنواره تئاتر رضوی به روی صحنه می رود، می افزاید: مضامینی که مشهدی ها در این ۴ نمایش به آن پرداخته اند، نگاه های نو و متفاوتی دارد که امیدوارم در جشنواره رضوی مورد توجه قرار گیرد.

اجرای عمومی در مشهد
«صابری» درباره اجرای عمومی «ماهمه اهل یک محله ایم» در مشهد می گوید: با توجه به این که نمایش به سفارش مرکز هنرهای نمایشی کشور و برای دو جشنواره رضوی و فجر ساخته شده است، طبق مذاکره هایی که با این مرکز شده، قرار است در اولین فرصت برای اجرای عمومی در مشهد و تهران به روی صحنه برود.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 17:19 توسط محمد جهان پا |

موفقیتی دیگر برای گروه هنری پل

" صدای من کجاست ؟"

نویسنده:حمید قلعه ای                                        کارگردان:جواد رحیم زده

طراحی صحنه:میثم نویریان                                   طراح لباس:مهناز آقایی

موسیقی:سید یحیی موسوی

بازیگران:محمد جهان پا ، سجاد انتظاری ،کریم جشنی و حسین طاهری و جمعی از هنرمندان نوجوان مشهدی...

"نمایش صدای من کجاست؟" کاری از گروه هنری پل به بخش مسابقه کودک و نوجوان جشنواره تئاتر رضوی راه یافت.

برای تمامی اعضای گروه آرزوی موفقیت داریم و در آِینده در مورد این نمایش بیشتر خواهیم گفت...

 

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 14:50 توسط امیربشیری |
خبر ويژه

وين راه بي نهايت....

نويسنده:نصرا... قادري                        كارگردان:رضا احمدي

كاري از گروه تئاتر پل.

اين روزها نمايش وين راه بي نهايت داره آماده ميشه تا به موقع به بازبيني جشنواره ماه برسه.

بچه ها دارن خوب تلاش مي كنن و تا اينجا هم انصافا خيلي زحمت كشيدن و اميدوارم به نتيجه دلخواه هم برسن...

و اميدوارم قول دوستان در مورد محل مناسب تري براي تمرين نيز به سرانجام برسه!!!!

+ نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 14:14 توسط محمد جهان پا |
اين روزها خاطرات تئاتريمون همچين درست و حسابي زنده ميشه.

تمرينات رضا احمدي براي نمايش وين راه بي نهايت...شروع شده و درسته كه تعدادي از بچه هاي تيم سه،چهار سال پيش نيستن ولي خود نمايش باعث ميشه كلي خاطره از اجراها و جشنواره هاي سه،چهار ساله پيشمون زنده بشه.

اميدوارم اين نمايش خوب تمرين بشه و اميدوارم موففقيت هاي خوبي هم كسب كنه.

محمد جهان پا هم تمرينات نمايش ترنج رو شروع كرده،اميدوارم اين نمايش هم مثل نمايش عاشقستان موفقيت هاي زيادي داشته باشه.

 

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 11:7 توسط امیربشیری |

و اما تكاپوي گروه پل...

بعد از مدت زماني كه گروه پل در آرامش به سر مي برد ، در حال حاضر چند روزيه كه داره آرامش ما رو بهم مي زنه!!!

بــــــــــــــــله،گروه پل در حال آماده كردن سه تا نمايش براي سال جاريست،كه دو تا از نمايش ها رو رضا احمدي داره كارگرداني ميكنه و نمايش ديگرو محمد جهان پا.

محمد جهان پا داره يك متن از عباس جانفدا رو تمرين ميكنه و رضا احمدي متني از محمد چرم شير و يه متن از نصرا...قادري رو تمرين ميكنه كه البته به نوعي همه با هم هستن يعني هستيم.

نكته جالب اينكه متن آقاي قادري كه رضا احمدي داره اونو كارگرداني ميكنه همون وين راه بي نهايت...،نمايشي كه فكر كنم ۳سال پيش رضا اونو اجرا كرد.

به اميد موفقيت براي همه تئاتري ها... 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 11:44 توسط امیربشیری |
کار گروهی و نقش طراحی صحنه

این روزها تمرینهای نمایش هایی که دارن خودشون رو برای جشنواره ماه ، جشنواره امام رضا و ... آماده می کنند ،  فضای تئاتر رو داغ کرده .

ولی هنوز مثل گذشته گروهها ، رو یکی دو نفر می چرخه . یعنی طراح نویسنده کارگران موسیقی ، همش با یکی .

این مشکل از کجا شروع میشه نمیدونم . تو این سالهایی که تو مجموعه تئاتر فعالیت داشتم و سوالی که برام همیشه بدون جواب مونده اینه که تئاتر کار گروهی یا انفرادی ؟ در صورت ماجرا ، همه  تئاتر رو گروهی میدونند . ولی مگه با حرف چیزی درست میشه  . بروشورهای نمایشها رو اگه یک نگاه کوچیک بندازید متوجه منظور من می شید . تو این بروشورها میشه دو قسمت رو دید .به جز نویسنده ، یک قسمت بازیگر و یک قسمت کارگردان . در مورد این تو یک وقته دیگه حرف می زنیم . ولی اینکه چرا دو قسمت دیده میشه سوال اصلی که در ادامه به عوامل آن اشاره می کنیم

1-       عدم اعتماد کارگردان به عوامل از قبیل ( طراح صحنه ، لباس ، نور، موسیقی و...)

2-       نداشتن برنامه مدون در قالب یک گروه

3-       مشکلات مالی که باعث کاهش اعضای گروه می شود و استفاده از نیروهای موجود به جای نیروهای متخصص در هر بخش

4-       غرور و خودخواهی که باعث تضعیف کار می شود

5-       نداشتن روحیه کار گروهی که این شاید ریشه در فرهنگ ما داشته باشد . که کار گروهی را هنوز یاد نگرفته ایم

6-       توجه نکردن مسئولین و کارشناسان تئاتر به قسمتهای مختلف ( طراح صحنه ، لباس ، نور، موسیقی و...) یک نمایش و ارزش وجودی آنها در یک کار گروهی

7-       و ...

ولی آیا همه این موارد و موارد دیگر که شاید در اینجا گفته نشده می تواند دلیل خوبی برای انجام ندادن یک کار گروهی باشد . آیا موارد بالا را نمی توان توجیه دانست .

با نگاهی به کارهای موفق چه در قالب تئاتر یا سینما می توان به این نتیجه رسید که ترکیب یک گروه متخصص که هر کدام وظیفه خود را در زمان خود انجام می دهند باعث استقبال مردمی شده است . امیدوارم یک روز (طراح نویسنده کارگران موسیقی ) دیگر ارزش و اعتبار نباشد و کار یک گروه به عنوان ارزش مورد نظر قرار گیرد .

قسمتی که به من مربوط می شود و باید در اینجا نکاتی را متذکر شوم طراحی صحنه برای نمایش است . خیلی از دوستان کارگردان نسبت به این مسئاله آگاه اند و قبل از شروع کار با من در مورد طراحی صحبت می کنند و از من می خواهند قبل از شروع کار طرح اولیه را به آنها ارائه دهم که بر اساس آن برای نمایش دکوپاژ بنویسند که این نشان از دانش آنها نسبت به یک کار حرفه ای را دارد . ولی عده ای دیگر یا خود طراحی می کنند یا طراحی را به روزهای آخر می اندازند . این که کدام خوب است را شما خود قضاوت کنید .

من می خواهم تعریف خود را از طراحی صحنه بیان کنم تا شاید بتواند به انتخاب شما کمک کند . طراح صحنه صرفا نباید فقط طراح باشد بلکه باید با تئاتر هم آشنا باشد . تلفیقی از این دو می تواند یک طراح صحنه موفق را پدید آورد . ولی سوال این که طراح صحنه به تنهایی طراحی یک صحنه را برای نمایش به عهده می گیرد . باید در تعریف طراحی صحنه گفت : طراحی صحنه تفکرات سطحی (به معنای فرم ) کارگردان است که توسط طراح صحنه به حجم تبدیل شده و به اجرا در می آید . یعنی کارگردان اندیشه های خود را که منطبق بر متن است را به طراح ارائه داده و طراح با توجه به پارامترهایی از قبیل ( توان بازیگر ، مسائل مالی ، مفهوم نمایش ، اجرایی بودن طرح ، حمل و نقل ، نوع متریال ، زیبایی شناسی ، مخاطب و ... ) آن فکر و اندیشه را در قالب یک طرح بر روی صحنه اجرا می کند . در اینجا دیدیم که طراح صحنه به تنهایی طراحی را انجام نمیدهد . چیزی که شاید ناراحتی را پیش می آورد این است که بعضی از دوستان کارگردان بعد از موفقیت طراحی صحنه در نمایش آن را به نام خود می خوانند و طراح صحنه را اجرا کننده ای صرف می دانند که این کمی به دور از انصاف است . من اینجا خواستم با توضیحی مختصر به این نکته اشاره کنم که ابتدا باید یاد بگیریم که کار را گروهی انجام دهیم . کارها را تقسیم کرده و متخصصین هر بخش را به خدمت گرفته و یادمان نرود که یک طراحی خوب با چند اندیشه به وجود می آید .

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 3:16 توسط میثم نویریان |
رضا احمدي رو خيلي وقته ميشناسمش و يكي از دوستان خوب منه.

محمد خاتمي هم از تئاتري هاي قديم اين شهره و يكي از مديران چند سال اخير تئاتر اين شهر.

مطمئن هستم هميشه بر سر موضوعات مختلف اختلافات مختلفي ايجاد ميشه و اگر اين اختلافات در همان لحظه حل و فصل نشه كار به جايي ميرسه كه جديدا اسم اون رو گذاشتن كدورت.

اصلا اين واژه كدورت اين روزها خيلي جذاب شده انگاري همه با هم خيلي كدورت دارن و بنده هم به خاطري كه از اين جريان روشن فكري عقب نباشم همين جا اعلام ميكنم كه با همه كدورت دارم!!!خب كجا بوديم...خلاصه اگه اين كدورت ها جمع بشه باعث ميشه كه به قول قديمي ها نسبت به هم دل چركي بشن و اصلا اين دل چركي شدن خودش يك تاريخچه اي داره ،و اگه دلي چركي بشه معلوم نيست بر گرده به كدامين تاريخ اين مرز و بوم...آهان ببخشيد از موضوع پرتاب شدم! و اين دل چركي شدن خودش آفاته بديه و اصلا اين آفته كه داره همه چي رو...

و وقتي فهميدم دو نفر قراره بشين و به قول امروزي ها مناظره كنن بيشتر ناراحت شدم چون خيلي ياد مناظره افتادم!اما وقتي به آخر حرفاي اين دوستان رسيدم خيالم راحت شد كه مناظره نبوده و گفتگوي دوستانه بوده.

با خودم فكر كردم چرا اصلا اين حرفا و جريانات پيش بياد مگه ما چيمون كمه. بيام هر چند ماه يه بار دور هم جمع بشيم اصلا با هم داد و بيداد كنيم ولي به قول قديمي ها دل چركي نشيم.

هر چند وقت يه بار با هم حرف بزنيم ، صحبت كنيم تا اينقدر كدورت داشتن معروف نشه!!!

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 11:21 توسط امیربشیری |
جواب به نامه بعضی از هنرمندان در خصوص انتخابات ریاست جمهوری
 

سورة الحجرات، آیه ۶ : «ای مومنین، اگر شخص زشت كاری خبری از كسی برای شما آورد ، تحقیق كنید كه مبادا به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید و از کرده خود پشیمان شوید .

سوال اینکه این نامه آیا از روی صداقت و خیرخواهی نوشته شده یا برای رسیدن به موقعیت بهتر . در مورد اولی باید گفت که صداقت حکم نمیکند مسلمانی به مسلمان دیگری بدون مدرک تهمت بزند و در مورد دومی که اگر اینگونه باشد ( که انشاء الله نباشد ) باید گفت ، واویلا.

ما انگار رسالتمان یادمان رفته که در قالب هنر چه وظایفی نسبت به خدا و مردم داریم .

روی صحبت من با هنرمندانی است که نامه سرگشاده و از روی احساسات می نویسند و به جای قراردادن عقیده خود در هنر آن را بر زبان می آورند . به شما می گویم یا درس نخواندید و یا درست نخواندید و یا به شما اشتباه گفته اند . حضرت علی (ع) می فرماید : ابتدا خطا را تذکر دهید و بعد اثبات کنید و در انتها به مردم معرفی کنید . که شما اینجا مهندسی معکوس انجام دادید .

انتظار مردم از یک هنرمند این است که بعد از اثبات حقایق و آن هم در قالب هنر اندیشه های خود را نشان دهد ، نه با خواندن چند تیتر بزرگ روزنامه هایی ، که سر از سبزی فروشی محل در می آورند ، و آنچه را که از یک هنرمند انتظار نمی رود بر اساس این منابع بیان کند . شما قبل از اینکه این نامه را نوشتید آیا با خود فکر نکردید آیندگان در مورد شما چه قضاوتی خواهند کرد . آیا خون را دید و نوشتید ؟

آقای جمال شورجه ( با توجه به مطاللب چاپ شده از جنابعالی در روزنامه کیهان مورخه 4 تیرماه 1388 ) شما که از حضرت علی (ع) سخن به میان آوردید مگر نخواندید که آن حضرت را ، با آنکه برحق بود خانه نشین کردند و به او تهمتها زدند . ما که نبودیم مگر خود شماها برایمان تعریف نکردید که در اوایل انقلاب به بزرگانی همچون بهشتی تهمت و ناسزا می زدنند . حال چه شده که امروز شما نیز در صف مقدم آنان قرار گرفتید و با حرفهایی که اثبات نشده و بر روی حدس و گمان است تکیه زده اید . از خدا نترسیدید .

حال من به شما می گویم : به کجا چنین شتابان ؟

شما آقای موسوی را به یوسف و یارانش را همچون برادرانش تشبیه کردید . سوال اینکه شما چگونه یوسف و یهودا را تشخیص دادید ؟  به ما هم یاد دهید تا شاید از این به بعد ما هم درست تشخیص دهیم .

به قول دکتر علی شریعتی که می گوید : بهشت رفتن مهم نیست . انسان بودن و بهشت رفتن مهم است

جناب آقای جمال شورجه سکه دو رو دارد و شما فقط یک روی آن را دیدید . و این از یک هنرمندی همچو شما بعید بود . شما از بیانات رهبری گفتید ولی انگار یادتان رفت که رهبری همه را به آرامش دعوت کردند و این اظهار نظر شما خلاف بیانات ایشان می باشد و این نامه شما نه به سود هنرمندان است و نه به سود مردم .

حال اینکه شما نظری دارید و باید بیان کنید شکی نیست ولی چرا به جای بیان اندیشه های خود دیگران را تخریب می کنید . کاری که در زمان حضرت علی (ع) و بقیه ائمه اطهار رایج بود تا مقام آن حضرات را بین مردم کم کنند .  مگر یادتان رفته که هنرمند حق ندارد به جای مردم تصمیم گیری کند . ما باید اندیشه ها و افکار خودمان را در قالب هنر به مردم معرفی کنیم و نتیجه را به آنها واگذار کنیم . دکتر شریعتی در جایی سوالی را مطرح کرد . هرکسی جوابی را داد و ایشان همه آن جوابها را رد می کرد . فردی به دکتر اعتراض کرد که چرا جواب را نمی دهید و همه را خلاص نمی کنید که ایشان در جواب گفتند : پس فرق من با دیگران چیست . من می خواهم این یخ را در شما آب کنم و شما را وادار به فکر کردن کنم .

شما از امام خمینی گفتید : ولی یادتان رفت که در کلام امام اخلاق نقش به سزایی داشت و هیچوقت با کسی با لحن بد صحبت نکرد ، به جای کسی تصمیم نگرفت که این برگرفته از مکتب امیرالمومنین حضرت علی (ع) است .

من جلوی شعر گویی هایتان را نمی گیرم ولی سعی کنید ابیات خود را جوری ننویسید که همچو شاعران دربار غزنوی از یاد بروید .

من خود و شما را به ترس از خدا متذکر می شوم و با توجه به سابقه جنابعالی امیدوارم در صحبتهای خود تجدید نظر کنید و در فضایی به دور از انتخابات که فضایی احساسی است و در فضایی عقلانی از همه جهات و از روی صداقت و نه خدمت به مسائل نگاه کنید و بعد نظریات خود را در یک قالب هنری به مردم ارائه دهید . باشد که صداقت و راستگوئی جزئی از ایمان است .

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 22:17 توسط میثم نویریان |

كاش تئاتر هم بود،اما...!!

در اين روزهاي انتخابات ديدن و شنيدن خيلي چيزا جذابه البته شايد به خاطر اينكه اينطور چيزا رو در حالت عادي نميتوني نه بشنويم نه ببينيم.

خيلي از اتفاقات (كه اسمشو نمي خوام آزادي بزارم) ميفته و به نظرم تماميه اين موارد فقط ميتونه در فضايي انتخابات باشه!!

داشتم فكر ميكردم حالا كه اين اتفاقات خوب!داره ميفته پس اين تئاتر كجاست؟!! البته تئاتر هم مثل خيلي از موارد ديگه در سايه انتخابات قرار گرفته ولي به نظرم اگر تو اين شهر سرد يك كم سالن سرد داشتيم ، اون وقت حتي ميشد كه يه اجراي هر چند سرد داشته باشيم ولي افسوس كه...! افسوس كه هميشه افسوس ميخوريم و هميشه دلمون ميگيره و همشه اميدواريم و هميشه...

انتخابات هم تموم ميشه و شايد اتفاق خاصي در باب تئاتر نداشته باشيم و تنها ميشه كمي از اين سايه خارج شد. 

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 11:30 توسط امیربشیری |
بالاخره یک اتفاق تئاتری تو این شهر افتاد و اونم اجرای عمومی هفته پیش نمایش "دویدن در شیب ملایم" کاری از علی حاتمی نژاد و حامد امان پور که در حوزه هنری بود.جا داره از همین جا به این گروه خسته نباشید بگیم.

 تو این دو ماه گذشته از سال خسته شدیم از این اجراهای سفارشی یک روزه.

خسته شدیم از نمایش های سفارشی سازمانی و ارگانیزیشنی...

دیگه داریم کاملا به این سفارشات و خط و مرزها عادت می کنیم و همین عادت...

اميدوارم اين اجراي عمومي نويد بخش روزهاي بهتري واسه اجراهاي عمومي اين شهر باشه.

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 12:30 توسط امیربشیری |
سومين دوره ي جشنواره دانشجويي منطقه ۹ دانشگاه آزاد اسلامي هم به پايان رسيد.

به كم و كيف جريان كاري ندارم اماحركت تئاتري خوبي بود به شرطي كه سال هاي ديگه هم تكرار بشه!

بچه هاي گروه پل تاثير زيادي رو اين جريان داشتن  و زحمتاي زيادي كشيدن.

رضا احمدي،محمد جهان پا،ميثم نويريان و... .اين هم يك كار خوب ديگه از گروه پل.

و اما آراي هيئت داوران :

نو یسندگی

هیئت داوران در این بخش ضمن قدردانی از آثار مکتوب آقایان : زنده یاد حسین پناهی – عزت ا... مهرآوران ، سعید تشکری و علیرضا حنیفی بدینوسیله  آرای خود را به شرح ذیل اعلام میدارد

ضمن تقدیر از نویسنده ی نمایش خرمگس خانم صحرا رمضانیان از واحد مشهد

مقام سوم :   لوح سپاس  و جایزه نقدی مشترکا تقدیم میشود به نویسندگان نمایش نامه های چراغ خاموش  آقای شاهرخ رفوگران از واحد مشهد و نمایش رسم رستم آقای حمید رضا مهدوی مقدم از واحد گناباد .

مقام دوم : لوح تقدیر و جایزه نقدی تقدیم میشود به نویسنده ی نمایش یک صحنه چند بازی آقای حسین ابراهیمی از واحد فردوس  

مقام اول : تندیس جشنواره دیپلم افتخار و جایزه نقدی تقدیم میشود به نویسنده ی نمایش قطار را نگه دارید ، آقای احمد خوش خلق ازواحد مشهد

 و ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 11:53 توسط امیربشیری |
خیلی گشتم اما پیدا نکردم شایدم من خوب نگشتم،عکس های برگزاری روز بزگرداشت فردوسی رو میگم.

روز بزرگداشت فردوسی هم برگزار شد و جمعیت زیادی در این روز باشکوه در آرامگاه فردوسی جمع بودن.

جشن جالبی بود و جالبتر از آن برای من،اجرای نمایش رستم و اسفندیار به کارگردانی استاد رضا صابری بود.

نمایش خیلی بهتر از اون چیزی که فکر میکردم اجرا شد از شروع نمایش که با نقالی جذاب محمد جهان پا بود گرفته تا انتهای نمایش که با آن شعر زیبا به پایان رسید.

باز هم یکی دیگر از نمایش های خوب استاد رو در آرامگاه زنده کننده ای زبان پارسی دیدیم.

و این هم گروهی که این نمایش با یاد ماندنی رو اجرا کردند:

کاگردان:رضا صابری      

دستیار کارگردان:رضا احمدی

بازیگران:محمد جهان پا،حسین مقدم،کریم جشنی،علیرضا سوزنچی،عباس جانفدا،مهسا آبیز.زهرا آری.

موسیقی:مهدی حسنی                                             گریم:امیر حسین غفاری

طراح لباس:سیامک دورانی                                          مدیر تولید:علیرضا سوزنچی

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 8:45 توسط امیربشیری |

اصولا تئاتر تمرینش خیلی جذابه مخصوصا تمرین کاری از استاد صابری.

 دیروز رفته بودم سر تمرین نمایش رستم و اسفندیار نمایشی به نویسندگی و کارگردانی رضا صابری.نمایش قراره ۲۵ اردیبهشت به مناسبت روز بزرگداشت فردوسی در آرامگاه فردوسی اجرا بشه.دوست خوبم رضا احمدی هم دستیار کارگردان نمایشه.

تمرینه خوبی بود تو یک فضای صمیمی جمعی از قدیمی ها و جوونای تئاتر دور هم بودن فکر می کنم، تمرین حدود دو ساعتی طول کشید.

نقالی محمد جهان پا که خیلی وقت میشد من ازش نقالی ندیده بودم جذاب بود،حسین مقدم از قدیمی های شهرمون در نقش رستم واسه خودش کلی برو بیا داشت و این خانواده اسفندیار واسه خودشون شده بودن وزنه ای که کریم جشنی اسفندیار روئین تن بود و عباس جانفدا بهمن.البته از سیمرغ که مهسا آبیز داشت اونو بازی می کرد هم نباید گذشت و  میرسیم به پدر رستم که علیرضا سوزنچی یکی از پیشکسوتان تئاتر نقشش رو به عهده داشت.همه اینا رو بزارین کنار موسیقی مهدی حسنی و طراحی لباس سیامک دورانی تا خودتون ببینین که رزم رستم و اسفندیار چطور شکل میگیره و به اتمام میرسه.

خلاصه این همه هیجان و جنب و جوش تمرین استاد کلی به آدم روحیه ی تئاتری میده که اگه حتی خسته باشی و از صبحش کلی کار انجام داده باشی و حتی ظهرش نخوابیده باشی (که من رو این خواب خیلی حساسم) و تازه به کلی از کارای اون روزت نرسیده باشی و...بازم تا آخر تمرین بشینی و حتی رفتن واسه روز اجرا رو از الان برنامه ریزی کنی و خستگیت هم مثل بقیه با چای تمرین به کل از بین بره.

(( به خاطر کیفیت عکسا شرمنده ام ،عکس موبایلی دیگه!))

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 9:8 توسط امیربشیری |

آخرين جلسه پاتوق تئاتر در سال ۸۷ با خوانش متني از محمد چرمشير به اتمام رسيد و اولين جلسه پاتوق در سال ۸۸ هم با متني از محمد چرمشير داره شروع ميشه.

چهرشنبه ۲۳/۰۲/۸۸ ساعت ۱۷.۳۰ نمايش "مادام كاميون "نوشته محمد چرمشير و به كاگرداني سعيد توكلي در حوزه هنري مشهد خوانش ميشه.

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 11:20 توسط امیربشیری |

چه كسي مي آيد...(۱)

((((چند ماهي به انتخابات رياست جمهوري مونده و همه منتظريم ببينيم رياست بعدی با كيه

اميدوارم هر كسي كه مياد يه خرده به فكر هنرمندان اين مملكت باشه تا مجبور نشن هر روز از اين شغل خودشون پشيمون بشن

اميدوارم هر كسي كه مياد بتونه هنرمنداي اين مملكتو ببينه

اميدوارم هر كسي مياد بتونه با هنرمنداي اين مملكت حرف بزنه

اميدوارم هر كسي مياد بتونه يه خرده هنرمنداي اين مملكتو درك كنه

امیدوارم هر کسی که میاد هنر رو دوست داشته باشه و تئاتر رو دوست داشته باشه

و اميدوارم...

و ما همچنان اميدواريم))))

اشتباه نکنید اگه چند سطر برین پائین تر این مطلب رو خیلی واضح تر میتونید بخونید خودم می دونم تکراریه!

اما علت این تکرار یادواری دوباره انتخابات یک ماه دیگه بود آخه بدجور صدا و سیما داره قضیه رو یادآوری میکنه خب ما هم که همیشه بچه های خوبی هستیم و به حرف گوش میدیم.

انتخابات برگزار میشه و هر کسی هم داره سنگ خودشو به ...

خب ما هم میخوایم سنگ خودمونو بزنیم دیگه!!

خارج از این امیدواری های گفته شده این بار میخوایم کسی بیاد که یه خرده هم نه بسیار بسیار زیاد واسه هنر ارزش قائل بشه (که این روزها این افراد کمن) و البته اینطور که گذشته بعضی از کاندیداها نشون میده در میانشون هستند افرادی هر چند کم....

خلاصه از این به بعد در این باره مینویسم و دوست دارم از پیشنهادهای شما هم استفاده کنم .

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 10:46 توسط امیربشیری |
تئاتر جهاني

تاریخچه ای از  روز جهانی تئاتر //lTl//

 

 

 

 

بعدازدو جنگ خانمانسوز جهاني که موجب نابودی وهلاکت هزاران انسان بي گناه شد، سازمان ملل متحدبا سياست هاي ايجادصلح، دوستي و ميانجيگری ميان کشورهای تنش زا و همچنين تلاش برای رسيدن به يک آرامش جهاني تشکيل شد. سازمان ملل پس از انسجام و اعتبار بيشتر در امور مربوطه به بسط و گسترش ارگانهاي وابسته پرداخت و در اين بين بنيادفرهنگي جهاني بنام يونسکو تشكيل شد . بنياد فرهنگي يونسكو كه در زمينه هاي مختلف علمي فرهنگي و هنري فعاليت دارد . در زمينه ي هنرتئاتر-بعنوان يکي ازبهترين عوامل ايجادصلح ودوستي و نيز وسيله و امكان بيان عقايد وانديشه ها و احساسات بشری – انيسيتو بين المللي تئاتر (I T I) را در 1947 بنيان نهاد.

اين ارگان و نهاد جهاني وظيفه رسيدگي سازمان دهي و سامان دهي به وضعيت تئاتر كشورها را دارد و ظاهرا در هر كشوري دفتر نمايندگي دارد . درسال 1962 بنا به پيشنهادنماينده كشور فلاند در سازمان ملل متحد مقررشد يک روز از ايام سال رابه نام روزجهاني تئاتر انتخاب و نامگذاری نمايند ودر چنين روزی يکي ازچهره های شاخص تئاتر دنيا بيانيه ای با اهداف بشردوستانه/ صلح و البته تئاتروانسانها صادرنموده و به مردم جهان ابلاغ و اعلام گردد. ونيز مراکزتئاتری کشورها طي مراسمي ازاين هنرو دست اندرکاران آن تقدير وتجليل بعمل آورند. زمان برگزاري اين گراميداشت 27 ماه مارس ميلادي انتخاب شده است . و دليل . ازآنجائي به نظر اروپائيان ريشه تئاتر ازآئينها/ جشنها/ نيايشها و جشنواره های يوناني بوده ونيز مشهورترين اين جشنواره هابنام و بجهت بزرگداشت ديونوسوس، يکي ازخدايان اساطيری يونانيان باستان با عناوين و كاركردهاي مربوط به باروري زمين و طبيعت - دراوايل فصل بهاربرگزار ميشده لذا بنظر ميرسد (ITI) از اين جهات چنين ايامي رابرای برگزاری روزجهاني تئاتر مناسب تشخيص داده است وروز 27 مارس هرسال که مصادف با هفته اول فصل بهارهرسال مي باشد( 7 فروردين در تقويم خورشيدي ) بنام روزجهاني تئاتر انتخاب وبيانيه ويژه آن صادرمي شود. اولين بيانيه روزجهاني تئاتر در تاريخ 27 مارس 1962 توسط ژان کوکتو نمايشنامه نويس وفيلم ساز معروف فرانسوی صادرشد. در سطور زير سياهه صادرکنندگان پيام روزجهاني تئاتر را مرور مي کنيم.

 

  1962    ژان كوكتو

 

1963 آرتور ميلر

 

1964 پيام مشترک توسط سر لارنس اليويه و ژان لويي بارو.

 

 1965 دراين سال بنا به پيشنهاد(ITI) مقررشدکه پيام روزجهاني تئاتردرهرکشوربه صورت جداگانه توسط يکي ازبزرگان تئاترآن کشورصادرشد.(پيام م

 1966 رنه مائو

1967 هلنا وايگ

1968 ميگل آنجل آستورياس

 

1969 پيتربروگ

1970 ديميری شستاکويچ

 1971 پانلونرودا

1972 موريس براژ

1973 لوچينوويسکنتي

1974 ريجاردبرتن

1975 الت استوارت

 1976 اوژن يونسکو

1977 رادوبليگان

 1978 -1979 پيام ملي

1980 يانوش وارمنسکي

 1981 پيام ملي

 1982 لارس آف مالمپورگ

1983 آمادئومهترام بو

 1984 ميخائل تزارف

 1985 آندره اوئيس پيرنيتي

 1986والي سوينکا

 1987 آنتونيوگالا

 1988 پيتربروگ

1989 مارتين اسلين

1990 کريل لاورف

1991 فريدريکومايور

 1992جرج لاولي

 1993 ادوارد آلبي

1994 واتسلاو هاول

1995 امبرتواورسيني

1996 سارالاوانوس

 1997 جيوينگ اوک کيم

 1998 به مناسبت 50 همين سالگرد تاسيس (ITI) پيام مخصوصي که شامل برگزيده پيام های سارالاوانوس،ميگل آنجل آستورياس،آلن استوارت، ادوارد آلبي،نرودا،جرج لاوالي سويينکا ،آرتورميلر ،هلناوايگل، واسلاو هاول،جيوينگ اوک کيم، پيتربروگ، ژان کوکتو منتشرشد.

1999 ويلگديس فونبوگادوتير

 2000 مايکل ترمپلي

 2۰01لاکوی کامپالنيس

2002گريس کارناد

2003 تانکرد دورست

 2004 فتحيه العسال

 2005 آرين منوشكين

2006 ويكتور هوگو راسكن باندا

2007 شيخ سلطان بن محمد القاسمي

 2008 رابرت لیپیج

 و در سال ۲۰۰۹ آگوستو بال

 

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:26 توسط محمد جهان پا |

روز جهاني تئاتر...

ديشب جشن روز جهاني تئاتر در سالن هاشمي نژاد مشهد برگزار شد.

در جشن امسال آقايان داوود رشيدي،پارسايي،مسافر آستانه،جعفري و .... خيلي هاي ديگه كه نزديك ۴۰۰-۵۰۰ نفري ميشدن حضور داشتن.

در ضمن در جشن امسال خانم مريم معترف نيز بودند.

جشن تئاتر امسال مثل پارسال تا پاسي از شب طول كشيد البته پارسال تا ۱۱ بود امسال تا ۱۰ شب بود و ما تا پاسي از شب به سخنان بزرگواران در جشن تئاتر گوش فرا داديم.

و در اين بين هرزگاهي كليپي پخش ميشد و به سخنرانان عزيز نيز جوايزي تقديم شد البته براي خالي نبودن عريضه در جشن امسال به تعدادي از تئاتري هاي عزيز نيز جوايزي داده شد.

در جشن امسال كه سال شكوفايي تئاتر بود(خفه شديم از اين شكوفايي) در ابتداي ورود به سالن پوسترهاي نمايشهاي مشهدي نيز ديده شد.

خلاصه به خاطر اين جشن با شكوه كه برگزار شد باعث شد ساعاتي هر چند كم دوستان تئاتري ديگر غم نان نخورند.

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 8:27 توسط امیربشیری |

باید تبریک گفت...!!

همه که دارن تبریک میگن خب ما هم تبریک میگیم.روز جهانی تئاتر(ببخشید روز ملی تئاتر)رو میگم‌.روزی که قراره همه ما شاد باشیم که هستیم.روزی قرار تمام دستاوردهای تئاتری سال گذشتمونو بررسی کنیم که بررسی می کنیم.روزی که قراره فارغ از غم نان کنار هم باشیم که هستیم و روزی که...

فردا یا فرداش روز جهانی تئاتر ما ایرانی هاست البته روز جهانی تئاتر مشهدی ها!

امیدوارم جشن خوبی باشه و ساعاتی هر چند کم کنار هم خوب باشیم.

امیدوارم روز جشنمون تا پاسی از شب فقط به سخنرانی گوش ندیم.

امیدوارم واسه یک بار هم شده جشن داشته باشیم.

امیدوارم که این امیدواری رو همیشه داشته باشیم.

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:2 توسط امیربشیری |

و اما خوانش...(۴)

فکر کنم این آخرین مطلب دنباله داری باشه که در مورد خوانش نوشتم البته بیشتر شما و دوستان دیگه گفتید و ما نوشتیم.

در آخر تصمیم با شماست که در مورد خوانش چه نظری داشته باشین و من می خوام واسه آخرین مطلب در این مورد مصاحبه خانم نغمه ثمینی رو واستون قرار بدم.

چند وقت پیش یا بهتر بگم چندین وقت پیش  ازخانم ثمینی دعوت شده بود تا نمایشنامه فراموشی نوشته خودش رو در خانه هنرمندان خوانش کنه که این مصاحبه در مورد این خوانشه...: 

    در مورد نمايشنامه فراموشي بگوييد؟        
    اين متن را حدود سال 84 نوشته ام و در اين فاصله چند بار آن را بازنويسي كرده ام و الان فكر مي كنم كه اين متن آماده خواندن باشد و من به قصد بازنويسي مجدد آن را در بين جمعي از علاقه مندان مي خوانم.
    
    فراموشي چه موضوع و داستاني دارد؟
    داستان در واقع در مورد نسلي است كه فراموشي به صورت عام گريبانگيرشان مي شود. نمايشنامه هم از نقطه اي آغاز مي شود كه يك زن، مردي را كه به كل حافظه اش را از دست داده، به خانه اش مي آورد.
      
    آيا به دليل خاصي در اين نمايشنامه خواني شركت مي كنيد؟   
    نه، دليل خاصي ندارد. انجمن نمايشنامه نويسان خانه تئاتر از من دعوت كرد كه يكي از متن هايي را كه جايي نخوانده و اجرا نكرده ام، در برنامه ماهانه آنها بخوانم. من هم فراموشي را براي اين منظور انتخاب كردم، تا پس از چند بار بازنويسي در سطح محدودي آن را بخوانم.

به نظرتان ضرورتي هم به برگزاري برنامه هاي نمايشنامه خواني هست يا خير؟ فكر مي كنم ضروري است، در شرايطي كه ما در تئاترمان امكانات كافي نداريم تا همه نويسنده ها و استعدادها بتوانند خودشان را نشان بدهند، اين نمايشنامه خواني ها امكاني است براي نويسندگان و كارگردانان تئاتر كه بدون صرف هزينه سنگين و كسب مجوز بتوانند به سرعت آثار خود را با جمعي از مخاطبان در ميان بگذارند. دوم اينكه، نمايشنامه نويسان يكي از اقشار مهجور در تئاتر هستند كه كار فردي دارند و در ارتباط با جمع تئاتري نيستند. نمايشنامه خواني اين امكان را ايجاد مي كند تا نمايشنامه به صورت مستقل براي ديگران خوانده و آراي آنان در اين رابطه ارائه شود. سوم اينكه تنها ما در دنيا نمايشنامه خواني برگزار نمي كنيم. در برخي از نقاط دنيا مرسوم است كه وقتي يك نمايش حرفه اي اجرا مي شود، در كنار اين اجرا عده اي از آماتورها كه متني نزديك به اين نمايش نوشته اند، نمايشنامه خود را در حضور جمع مي خوانند. همچنين برنامه هاي مستقل نمايشنامه خواني دارند كه مردم از آن استقبال مي كنند. 
       
  در سال هاي نه چندان دور تعداد جلسات نمايشنامه خواني زيادتر از امروز بود، مثلاامروز ديگر از جلسات نمايشنامه خواني تئاتر شهر و نياوران و انديشه سازان خبري نيست، چرا چنين اتفاقي افتاده است؟ 
    اول اينكه نمايشنامه خواني پديده اي است كه در اوايل دهه 80 ناگهان پر و بال پيدا كرد و تب آن فراگير شد و امروز به شدت از تب آن كاسته شده است.
    دوم اينكه حامي همه اين نمايشنامه خواني ها مراكز دولتي است. امروز بايد از مسوولان فرهنگسراي نياوران و تئاترشهر پرسيده شود، آيا به دليل عدم رغبت و استقبال عمومي اين برنامه ها را تعطيل كرده اند يا مساله بودجه مانع از تداوم آن شده است؟ كه بعيد مي دانم اين طور باشد. من نوعي همين طور نمي توانم نمايشنامه خواني كنم، بايد جايي باشد تا اين امكان ايجاد شود، اگر خانه تئاتر از من دعوت نمي كرد، مطمئنا نمي توانستم فراموشي را بخوانم.

 به نظرتان با توجه به ضرورت برگزاري جلسات نمايشنامه خواني، خود تئاتري ها نمي توانند در اين رابطه اقدام كنند؟    
    اتفاقا خود تئاتري ها جلسات نمايشنامه خواني دارند. مثلادر گروه ما وقتي نمايشنامه اي نوشته مي شود، اعضاي گروه دور هم جمع مي شويم تا آن متن را بخوانيم. من حتي فراموشي را براي چند تن از دوستانم خوانده ام اما خودم به تنهايي نمي توانم در تئاترشهر اين متن را براي مخاطبان نمايشنامه بخوانم. اين وظيفه مديران تئاترشهر است كه در قالب برنامه اي از نمايشنامه نويسان دعوت كنند. مادامي كه تئاتر ايران تحت حمايت دولت است، بايد جرقه اين گونه برنامه ها از سوي دولت زده شود. اميدوارم روزي مكان هاي عمومي مثل كتابفروشي ها و كافي شاپ ها بتوانند به طور مستقل نمايشنامه خواني راه بيندازند. 
      
 براي نسل جوان چه توصيه اي داريد تا از اين برنامه ها استفاده بهتري بكنند؟ 
 يكي از كاربردهاي نمايشنامه خواني ها معرفي آثار نسل جوان است و حتي جمعي از حرفه اي ها كه هنوز موفق به معرفي بهتر و كامل تر خود نشده اند، مي توانند از اين طريق بهتر با مخاطبان خود ارتباط بگيرند. همچنين خواندن متون ملل مختلف هم از اين طريق عملي تر است براي آنكه ما نمي توانيم تمام متن هاي دنيا را در سالن هاي محدود خود اجرا كنيم. متاسفانه توقع برخي از دانشجويان و كساني كه تازه به كار نوشتن مشغولند، خيلي زياد است و به همين دليل خيلي زود سرخورده مي شوند و از نوشتن بازمي مانند. 
     
 چه نوع نقدي در جلسات نمايشنامه خواني كارسازتر است؟
 نقدي كه معطوف به خود متن باشد تا اجراي نمايشنامه خواني. براي آنكه افرادي كه براي نمايشنامه خواني انتخاب مي شوند با بازيگران اصلي كار فرق دارند.

((خب٬اینم حرف های ما و شما در مورد خوانش٬ ممنون از همه کسانی که کمک کردن))

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 8:36 توسط امیربشیری |

و اما نمایشنامه خوانی...(۳)

چند روز گذشته با دوستان صحبت های رو در مورد خوانش کردیم ولی طبق معمول هر کسی نظری داشت مثل اینکه همه تعاریف خوانش رو می دونن و از این آب گل آأود میشه تعاریف جدیدی هم بدست آورد.

دوست خوبم آراز یه مطلبی واسم گذاشته بود آراز میگه:

منم واقعا در گیر همین مسئله هستم.البته من فکر میکنم به خاطر کم بودن امکانات و برای اماتور هایی مثل من این شیوه اجرا خیلی خوبه و خلاقیت تا هر اندازه ای که باشه ایرادی نداره حا لا حتی اگه چیزی ما بین خوانش و اجرای صحنه ای از کار در بیاد.

خب اینم یه جوون تئاتری و موسیقیایی و نظرش که واسه من جالب بود.

داشتم یه گشتی تو این دنیای مجازی دهکده جهانی میزدم بیشترم دنبال نمایشنامه خوانی بودم

نمی دونین چه خبره!!چه همه جشنواره نمایشنامه خوانی!نمایشنامه خوانی صلح و گفتگو ـ نمایشنامه خوانی تئاتر شهر ـ نمایشنامه خوانی مولوی ـ نمایشنامه خوانی عصری با نمایش ـ نمایشنامه خوانی دور تا دور دنیا ـ نمایشنامه خوانی نیاوران ونمایشنامه خوانی و نمایشنامه خوانی و نمایشنامه خوانی و نمایشنامه خوانی و نمایشنامه خوانی و نمایشنامه خوانی و ... و تا جایی که دلتون بخواد هست.

از کاری که در مورد خوانش میخواستم انجام بدم منصرف شدم گفتم ما هم میریم دنبال همون آب گل آلود!!!

راستی یه مطلبی هم(فکر کنم مال یه روزنامه بود) دیدم که گفتم شما هم ببینین و بخونین.

چند سالي است جلسات نمايشنامه خواني رونق گرفته است و شاهد گسترش آنها هستيم. اينکه اولين برنامه نمايشنامه خواني در چه سالي و توسط چه کسي در ايران انجام شد، معلوم نيست. ولي برخي به اجراي نمايشنامه خواني در سال 1342 نيز اشاره کرده اند و اين نشان مي دهد برنامه اي با عنوان نمايشنامه خواني هرچند با شکل هاي مختلف در طي سال هاي گذشته همواره برگزار شده است. شايد بتوان گفت گسترش و جدي شدن اينگونه نمايشي، يا بهتر است بگوييم ادبيات نمايشي، به چند سال اخير و اوايل دهه 80 بر مي گردد. در آن زمان برنامه هاي ماهانه و پراکنده اي توسط کانون نمايشنامه نويسان خانه تئاتر در خانه هنرمندان ايران انجام مي شد. ولي از فروردين سال 81 در تئاتر شهر، برنامه هاي هفتگي نمايشنامه خواني با عنوان "عصري با نمايش" به صورت مستمر و جدي آغاز شد و توانست تاثير مناسبي بر مخاطبان و فضاي تئاتر بگذارد. عصري با نمايش طي سه سال (از 81 تا 83) و با 9 فصل اصلي و سه فصل دانشجويي هر هفته علاقمندان زيادي را به کافه ترياي سالن اصلي تئاتر شهر کشاند. در همان زمان دو دوره جشنواره نمايشنامه خواني در سال ها 81 و 82 در بيست و يکمين و بيست و دومين جشنواره بين  المللي تئاتر فجر نيز برگزار شد. از آن زمان جلسات نمايشنامه خواني متفاوتي در تهران و شهرستان ها انجام شد که بعضي از آنها همچنان ادامه دارد.به گزارش شهر، جلسات نمايشنامه خواني خانه هنرمندان ايران، اداره تئاتر، تالار هنر، اسوه، فرهنگسراي نياوران، تالار مولوي، موسسه انديشه سازان و غيره برخي از اين برنامه ها است.
آسيب شناسي: گسترش نمايشنامه خواني در تهران و البته شهرستان ها، باعث شده است تا نگاه

...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 10:13 توسط امیربشیری |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب پرشين بلاگ

قالب بلاگفا